سلام
یه خبر............ نی نی کوچولو آقا پسره
۱۳مهر رفتم سونوگرافی دکتره داشت خارجی حرف میزد که یهو گفت: جنس.. پسر.
الهی مامانش فداش بشه.
گل پسری.. بله تاج سری..بله
واااااااای یه عالمه واسش شعر و آواز خوندم پسر پسر قند و عسل..
نی نی جونم دیدی بالاخره بعد از ۶ ماه لو رفتی کلک..
آخه چرا اینقدر مارو منتظر گذاشتی؟ نزدیک بود دیگه واست کلی وسایل و لباس های
دخترونه بخریم شانس آوردیاااا...
راستی نی نی جون ببخشید اگه این چند روز خسته شدی آخه مامان مهمون داشت..
بابا خیلی سراغتو میگره همش میگه آقا پسرم چطوره منم کلی تعریفتو میدم و
میگم که چه پسر خوبی هستی.
من و بابا میخوایم واست یه اسم خوب انتخاب کنیم کار خیلی سختیه اما خیلی حس قشنگیه.
نی نی جون دوستت داریم یه عاااالمه.
مامان منتظر
سلام نی نی جونم..
مامانت امروز امتحان داشت. امتحان اصلا سخت نبود فقط خیلی طولانی بود.
اما..دیشب تا صبح بیدار بودم خیلی شب سختی بود.. هرچی باهات حر ف زدم
که شاید یکم رضایت بدی تا مامانت بخوابه فایده نداشت. نمیدونم گرسنه بودی..
خسته شده بودی.. شایدم جات تنگ بود.. عیبی نداره نی نی جون بجاش امروز
آروم بودی و حسابی استراحت کردی من رو هم از نگرانی درآوردی.
نی نی جونم الان ۲۲ هفته داری و هنوز خیلی مونده تا به دنیا بیای.
من و بابات منتظریم ولحظه شماری میکنیم و هر لحظه بیشتر دوستت داریم.
راستی امروز خاله سمیرا واست یک جفت کفش خوشکل از کرمانشاه سوغاتی آورد.
خیلی کوچولو و ناااازه همگی کلی ذوقشو کردیم..
نی نی جونم فردا قراره برم سره کار خیلی نگرانم آخه تقریبا دو ماهی میشه که نرفتم
نمیدونم میتونم یا نه.. تو خونه موندن خیلی سخته میدونم توهم خیلی دوست داری
بری استخر و شنا کنی..
واسم دعا کن.
مامان منتظر
وقتی همه چیز عوض میشه...
وقتی که باورت نمیشه..
یه حس قشنگ.
حس من.
اون منتظره یا من منتظرم؟
من که خیلی منتظرشم مخصوصا بعد از اولین بار که دیدمش..
فکر کنم خواب بود...خیلی خوشکل خوابیده بود. انگاری داشت واسم ناز میکرد.
وقتی دیدمش باورم شد که دارم مامان میشم...
سلام.
همیشه میخواستم یه روز بیام و یه پست جدید بدم.
اما فکرشم نمیکردم بعد از چند سال.. اولین پستم این... باشه.
شب آنچنان زلال که میشد ستاره چید
دستم به هر ستاره که می خواست می رسید
نه از فراز بام که از پای بوته ها
می شد ترا در اینه هرستاره دید
در بی کران دشت
در نیمه های شب
جز من که با خیال تو می گشتم
جز من که در کنار تو می سوختم غریب
تنها ستاره بود که می سوخت
تنها نسیم بود که می گشت
باز........
اردیبهشت
نه!
هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ئی
دل بسته بودم
شکوهی در جانم تنوره می کشد
گوئی از پاک ترین هوای کوهستان
لبالب
قدحی در کشیده ام
در فرصت میان ستاره ها
شلنگ انداز
رقصی میکنم-
دیوانه
به تماشای من بیا!
گفته بودم ... بهار را به خانه ما آمدنی نیست.
چشم که گشودم زندگی مرا با خودش برده بود ...
بوی بهار می آمد...
.........................................
.........................................

..................................
..................................
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

صداي پايي از انتهاي کوچه مي آيد. کسي آرام مرا مي خواند
بيا امشب ستاره بچينيم
آسمان منتظر است و دريا بي تاب
ابر سياهي بر دلت خيمه زده... مي دانم
بيا تا از ستاره ها برايت فانوسي درست کنم
تا به حقيقت زلال چشمه برسي که آن وقت تو دريايي و بي نياز.
اي مسافر!!
حرکت کن راه دراز است و پر خم
و تو کوله باري ازعشق داري... و همين کافي است
که عشق مر کب سفر است نه مقصد حرکت.
...
...
باران می بارد انگار ...
نگاهت نمی کنم .. مبادا چشمانی را به یاد آوری که تمام لحظاتش
از دوری تو گریان بود.
تو را در فراموشی ساختگی ات رها می کنم و می دانم که هنوز
... مرا به یاد داری!
چون باغبانی که هیچگاه نهالی را که با دستان خویش کاشته
فراموش نمی کند.
و همین برایم کافیست ...
دادم ای دست فلک ولا سیم نهلشته حالی
ولا شاهین بخت کجم سیم نزده یه بالی
آی عزیزم سهته بید بیده تنم وم نمنده ذغالی
آه سردم بگرت آخی تا ابد بنالی تا ابد بنالی
ای داد ای خدا دل دردمه خوبه در آریش ای دایه
انجه انجش بکنی انجه انجش بکنی و تش بسپاریش

.....
هی!
تو که خورشید از چشمانت طلوع می کند!
کمی بخند...
ما همه همسفریم!
بعد از سفر...
آنجا که دیگر نه من هستم ! نه اثری از تو برجای مانده!
عشق می ماند و بس...
همیشه فرصت کوتاهی برای بودن داشته ایم!